روم نشد مشکلم رو با اسم خودم بگم :(

امروز با کلی ذوق و شوق یه گروه واتساپی تشکیل دادم برای والدین کلاسم
اولین سال تدریسمه. پایه دوم یه مدرسه پسرونه رو بهم دادن

تا اومدم خودم تو گروه چیزی بنویسم یکی از اولیا از سابقه کارم پرسید
غوغا شد توی گروه
میگفتن چرا آموزش و پرورش معلم بی تجربه اورده برا ما
نمی خواستن منو :sob:

اومدم خونه کلی گریه کردم
هرچی بهشون گفتم من از بهترین دانشگاه فرهنگیان فارغ التحصیل شدم. کارورزی دارم و… هیچ به خرجشون نرفت
گروهو به کانال تبدیل کردم
اما خب با بستن راه اعتراض که حسشون عوض نمیشه :worried:

تورخدا اگر تجربه مشابه داشتید بگید. دارم دق میکنم

2 پسندیده

از اول نباید گروه رو باز میذاشتی دخترم.

من بهت اعتماد دارم.
از این به بعد بهترین ها رقم میخوره
با اینکه نمیشناسمت اما همینکه انجمن معلم رو پیدا کردی یعنی توانمندی
چالش اول هر شغلی هست

2 پسندیده

مدیرت رو در جریان بذار
اون اولیا رو میشناسه و ازت حمایت میکنه
البته به شرطی که خودت رو بهش ثابت کنی!

2 پسندیده

میترسم که ایشونم دعوام کنن… آخه گفته بودن تو شاد تشکیل بدم گروهو…

1 پسندیده

درود
شبتون آرام
اول آنکه شما توانستید سربلند از هر آزمایشی وارد یک کارو زار سنگین بنام معلمی بشوید
سپس آنکه شما کار آموز بوده اید
و آنکه برای اقوام و دیگر بچه ها بصورت خصوصی فعالیت داشته اید
با حمایت معاون و مدیر آموزشگاه بسیار راحت تر این قضیه جمع می شود
و شما به اولیا اطمینان بدهید که شما نا خدای این کشتی دانش هستید و با گذر از هر طوفانی کشتی را سالم به ساحل آرام می رسانید
و آنگاه شما خوشحال از این که فرزندانتان را به دستان یک معلم توانمند و جوان و پر انرژی سپرده اید
چون شما خواستید و توانسته اید
الان هم می خواهید و در پایان سال توانستن شما را خواهیم شنید
پس منتظر گزارش شادی آفرینتان هستیم

1 پسندیده

ممنونم
یعنی همین که کار خودم رو بکنم اعتماد اولیا جلب میشه؟
یکی از همکارام میگفت بعد ۶ سال هنوزم به چشم بچه بهش نگاه میکنن…
اینجوری من داغون میشم…

میدونید!؟
همه چیز رو تئوری بلدم اما در عمل این بی اعتمادی بهم اجازه نمیده مثلا روی مهارتها کار کنم
چون بهم اعتماد ندارن باید بازدهیم زودتر از باقی معلما باشه
این بیشتر منو تحت فشار قرار میده …

1 پسندیده

خب عزیزم این رو همیشه در نظر بگیر

آموزش و پرورش یک عرصه ماشینی نیست!

بازدهی معنای آنچنانی ای حداقل برای من نداره
نمیخوام تند صحبت کنم اما تا وقتی ضعف نشون بدی بر گرده ات سوارند!
خیلی محکم تخصصتون رو نمایان کنید و با فکت های علمی پشت گزارشاتتون چند وقتی روی اعتمادسازی مانور بدید.

1 پسندیده

شما فرد توانمندی هستید
ایده هاتون رو عملی کنید
با انرژی به سمت تدریس بروید
شما قرار هرچه را که آموخته اید بیاموزید
با شعر، قصه ، آهنگ ، ضرب المثل ، بازی و…
به هیچ عنوان فکر نکنید سال اول هستید
شما اول راه و پر انرژی و پر از ایده اید
شما به اولیا با رفتارتان نشان خواهید داد که هر جوانی می تواند مانند با تجربه ها بترکاند
اول هر کاری به حرف های منفی اولیا توجه نکنید
دانش آموزان را با اقتدار و خوش رویی جذب کنید
سپس با جذابیتهای که بچه ها دوست دارند مانند همان شعر و قصه و… تدریس کنید
درس را با جذابیت پیش ببرید همین کار خودتان را سر شوق می‌آورد

1 پسندیده

سلام علیکم و رحمت الله

بنده صحبت های شما رو متوجه نشدم

1 پسندیده

سلام آقای نادمی
همکارمون اولین سال تدریسشون هست… اولیا نمیپذیرنشون…

به سلامتی مبارک باشه اصلا نگران نباشید وقتی ک کارتون رو بببین و اینکه بچه یادگیری بسیار عالی داشته باشن مطمئن باشید موفق میشین از پسش بر میاین :orange_heart:

1 پسندیده

سلام دخترم.
این نکات به ذهن این کوچک میرسه و خوشحال میشم بتونم کمکی کنم.
1-به نظرم رمیت دادن به گروه مادر با حضور و حتی ایجادش توسط خودتون رو برای سال های بعد انجام ندید.
نهایتا یه آی دی شخصی از خودتون و نماینده ی اولیا به دیگران بدید که اگه نکته ای بود به عرض تون برسونند.
2-شما تو مسیری قدم گذاشتید که همه ی این سختی ها رو باید به جون بخرید. بالاخره شما با آدم های مختلف و قائدتا سلایق مختلفی قراره سر و کله بزنید. این رو بدونید که همه ی ما معلم ها این دوران رو گذروندیم؛ پس تنها نیستید. منظورم اینه که شما اولین نفر نیستسد و آخرین نفر هم نخواهید بود.
3-قرار نیست شما همه ی اولیا رو از خودتون راضی کنید. سعی تون رو کنید ولی خودتون رو آزار ندید. چون حتما این طور نمیشه. (کتاب جاذبه و دافعه ی امام علی ع این دید رو بهتون میده).
شما قراره کار درست رو که برای بچه ها و خانواده ها بهتره انجام بدید. البته حتما سعی کنید که این در توان خودتون و فهم خانواده ها باشه که همراه تر بشن.
4-یه وقتایی آدما اذیت میشن چون نمی تونن واقعیت رو قلبا بپذیرن. خب شما سال اول تجربه تونه و این رویکرد اولیا طبیعیه. اگه خودتون مادر بودید هم شاید همین برخورد رو می کردید. بالاخره مادرن دیگه…
5-حتما الان به خودتون قوت قلب بدید که می تونم، و خودم رو به خدای خودم ثابت می کنم و من قراره برای بچه ها بهترین ها رو رقم بزنم. این کار باعث میشه که شما صد خودتون رو برای بچه ها بزارید. هم خدا به صدتون برکت میده و میکنش 200 و هم اولیا دل آرام میشن.
6-طبیعیه که نه خانواده ها و نه بچه ها هنوز با شما انس نگرفتن. این رو بدونید که معمولا بعدا خانواده ها از این حرف هاشون خجالت خواهند کشید. پس شما کافیه فقط خودتون باشید…

1 پسندیده

به نظرم خیلی به این ماجرا دامن نزنید و بولدش نکنید.
فراموشش کنید
مثل اینکه اتفاقی نیفتاده
اولیا عموما نسبت به نومعلمان گارد دارن

اعتماد به نفس داشته باش…
در هر شرایطی لبخند بزن…
لبخند همیشه نشانه پیروزی است…
گروه رو ببند…
و اجازه حرف زدن نده…
محکم به کارت ادامه بده..
وقتی قوی کار کنی انها سکوت خواهند کرد

1 پسندیده

سلام عزیزم
من یک سال اولی ام
ببین تا همین حد بگم که اگر اولیا بدونن تجربه کمی داری مدامممم دنبال اینن به چیزی حمله کنن
ایراد بگیرن
زیراب بزنن
حتی اگه تو عالی ترین و بهترین باشی
پیشنهاد من برای تو اینه که از فعالیت های خلاقانه ای که توی کلاس انجام میدی
عکس و فیلم بگیر
و با هدف و توضیح
بزار توی گروه
خیلی کمکت میکنه
توی حرف زدن قاطع باش
انقد قاطع که اگه خواستن هم چیزی بهت بگن روشون نشه

مرحله ۱ – مدیریت احساس
قبل از هر اقدامی باید به همکارتان تأکید شود:

:small_blue_diamond: گریه، واکنش طبیعیِ روانی انسانِ متعهد است، نه ضعفِ حرفه‌ای.

پیشنهاد کنید یک بار احساسش را کامل بنویسد (حتی اگر برای خودش باشد)، چون نوشتن، ذهن را از چرخهٔ «بازپخش نارضایتی» خارج می‌کند. بعد از آن، فایل یا نوشته را حذف یا بسوزاند؛ یعنی خروج نمادین از فاز هیجانی.

:seedling: مرحله ۲ – بازسازی تصویر معلم در ذهن والدین
اعتماد والدین در دبستان نه با مدرک و رزومه، بلکه با نشانه‌های عینی از توان و محبت به‌تدریج بازسازی می‌شود.

گام‌های پیشنهادی:

نمایش دستاوردهای کوچک کلاس:

انتشار کوتاه و هدفمند تصاویر فعالیت‌ها (بدون چهرهٔ دانش‌آموزان). مثلاً:

«امروز بچه‌ها با نخ و مقوا شعر جمع و تفریق را تمرین کردند. دقت و همکاری‌شان عالی بود :glowing_star:»

استفاده از لحن خدمت‌محور:

هرگاه پیامی گذاشته می‌شود، با فعل‌های «خوشحال می‌شوم»، «سعی کردم»، «افتخار دارم» شروع شود؛ نه «من درست درس می‌دهم» یا «لطفاً قضاوت نکنید».

انتقال غیرمستقیم، از دفاعی بودن جلوگیری می‌کند.

دعوت به مشارکت بی‌واسطه:

به‌مرور از یکی‌دو ولی که نگاه محترمانه دارند نظرخواهی کند. مثلاً:

«اگر پیشنهادی برای بهترشدن تکالیف دارید، خوشحال می‌شم بدون رودربایستی مطرح کنید.»

این روش حس «هم‌تیمی بودن» می‌سازد.

:compass: مرحله ۳ – حفظ اقتدار حرفه‌ای
اقتدار در مدرسهٔ ابتدایی یعنی آرامش همراه با مرز.

اگر گروه را به کانال تغییر داده، تصمیمش درست بوده، چون کنترل فضا را گرفته است. اما اکنون باید به والدین نشان دهد که این تغییر برای تمرکز بر آگاهی‌رسانی آموزشی بوده، نه برای بستن دهان مخالفان.

نمونهٔ پیام مناسب:

«همراهان گرامی🙏

با هدف اطلاع‌رسانی دقیق‌تر و جلوگیری از اشتباهات پیام‌رسانی، گروه به کانال اطلاع‌رسانی آموزشی تبدیل شد. هر نکته یا سوالی داشتید، با کمال میل از طریق‌ خصوصی در خدمتم.

آرزوی من آرامش و پیشرفت فرزندان‌مان است :blue_heart:»

این پیام هم اقتدار دارد، هم ادب، هم پل ارتباطی باز می‌گذارد.

:hibiscus: مرحله ۴ – پشتیبانی درونی (با همکاران یا مشاور)
سخت‌ترین بخش این داستان تنهاماندن است. پیشنهاد می‌شود:

در مدرسه، از مدیر بخواهد به شکل نمادین در کانال همراهی کند (مثلاً چند پیام تأییدی بگذارد).
با یک همکار باتجربه در همان پایه جلسات غیررسمی دو هفته یک بار بگذارد تا تجربه‌های رفتاری‌اش را بازخوانی کند

1 پسندیده

سلام
وقت شما همکار عزیز بخیر
این که والدین هنوز با شما نمی‌تونن ارتباط بگیرن
طبیعیه و این جزئی از فرآیند معلمی هست
اما شما سعی کنید بهترین خودتون در آموزش به بچه‌ها باشید
با آرزوی سربلندی برای شما و همه همکاران در این عرصه