این هفته که کارورزی رفته بودم چیزی که توی مدارس خیلی دیده میشه جدیدا معلم های جدید سعی میکنن با دانش آموز ها مهربون ، صمیمی و دوستانه رفتار کنن . اما چیزی که دیده میشد این بود که اون رابطه ی معلم و دانش اموزی که باید باشه برقرار نیست. اون احترامی که خودمون برای معلم مون قائل بودیم چندان دیده نمیشه . من خودم یه معلم دهه هشتادی هستم و معلم های زیادی داشتم که هم بعضا جدی بودن و هم صمیمی . اما صمیمیتی که داشتن در حدی بود که اون احترامه هنوز وجود داشت . اما توی دبیرستانی که رفتیم برای کارورزی چیزی که اکثرا توی معلم های جوان تر به عنوان صمیمیت دیده میشد این نتیجه رو نداشت . به عنوان مثال بگم اینکه دانش آموز معلم رو تو خطاب میکنه. جای دیگه ای دانش آموز در کلاس رو خیلی سریع باز کرد و معلم یه کم جا خورد بعد دانش اموز بهش گفت ترسیدی؟ به نظر شما چه چیزی توی اون صمیمت معلم های قبلی بود که این احترامه پابرجا بود ؟
سلام
خوب این تفاوت نسل هاست.
نسل ما خجالتی و مأخوذ به حیا بودند
از بچگی یادگرفته بودید جواب جوابی نکنیم و به بزرگتر احترام بگذاریم
اما نسل جدید ، این گونه بار نیومدند
به نظرم برای حفظ شأن خودمون ، در حین رفتاری صمیمانه در ساعات تفریح و آزاد ، در ساعت درسی خیلی هم جدی و مسلط باشیم . به گونه ای که بچه ها فرق این دو رو بفهمند.
عه سلام هم دههای ![]()
خب آقا من تو دبیرستان نبودم. تجربه اینجوری ندارم!
خیلی دوست دارم ولی نظرم رو بگم!
من فکر میکنم معلم باید جذبه داشته باشه!
نه به مه=عنای سختگیر و بداخلاق بودن
همون معنای خودش که از بن ج ذ ب میاد!
هم جذب کنه و هم فاصله ای رو رعایت بکنه
من فکر میکنم این چیزیه که باید یاد داده بشه بهمون
زبان بدن… مرزگذاری و در عین حال مهر!
اینطوری تاثیرگذاریمونم بیشتره…
ولی حس میکنم از اینور بوم افتادن شاید این معلما که شما میگید
من خودم یه همکار معلم پنجم داشتم با دانشاموراش تو حیاط کف زمین میشست و… خیلی حس خوبی رو تجربه نمی کردیم ما همکارا از این تغییر منش معلمی!
سلام. به نظر من باید دید که صمیمیت معلم و دانشآموز با چه هدفی ازش صحبت میشه؟
بر اساس اون هدف باید حدش رو تعیین کرد
بر اساس اون هدف باید شکلش رو تعیین کرد
صمیمیت در دوران دبستان ممکنه اون احساس امنیت + مهربانی باشه
در دوران دبیرستان میتونه با احساس امنیت + من دنیای تورو میشناسم معنا بشه
صمیمیت برای دختران شاید گفتگوهای عمیق باشه
برای پسران شاید ایجاد بستر تجربه باشه
حالا با این همه توضیحات. به نسبت هر معلم هم فرق میکنه!
هرکس لم خودش رو داره و حتما باید پیدا کنه. منظورم اینه کپیکاری نمیشه کرد
من معلمی دارم که اجتماعی درس میده و با قصه این کار رو انجام میده جوری که بچهها میتونن بهش رازهاشون رو بگن و ازش برای دوستاشون غیر مستقیم کمک بگیرن
معلمی هم دارم که دینی درس میده و با مثالهای از زندگی خودش سعی میکنه صمیمیت رو با خودافشایی گره میزنه تا بچهها خودشونو درون زندگی دوباره ببینن و بستری برای گفتمان بوجود میاره
اما آیا همه معلما میتونن این کار رو انجام بدن؟ خیر!
بعضا خیلی هم تلاش میکنند رو نمیشه…
ایا اگر نتونیم خیلی بده؟ بازم بستگی به خودمون و مقطع و باقی توانمندیهامون داره
اصلا اینکه همه همه چی بلد باشن دور از انصافه توقعش
اما خوبه برای صمیمیت تلاش کنیم چون مولفه مهمی در اثرگذاریه در واقع به نظرم :)