با سلام وعرض ادب و احترام خدمت همه همراهان گرامی .
همه حرف من اینه که چرا ما از سیستمی که روالی که پیش گرفته و سعی در همراه کردن معلمان بروز و تازه فکر نداره؟
داره یه تیرگی در قلب سفید این مروارید های بی قیمت - نه به عمد و قصد اذیت شاید روال غلط که ماها دلیل آن باشیم- ایجاد میکنه!
بعد ها این تیرگی باعث از دست دادن عشق و علاقه یک جوان بسیار معتقد و باسواد و استوار میشه
چرا ما نباید جلوی این اتفاق رو بگیریم؟
هر عزیز ورودی جدید با توجه به مواردی که من طی چندین سال دیدم به ناچار چند سالی رو در اوایل استخدامی باید در مناطق دورافتاده خدمت بکنه
البته ماها هم مستثنی نبودیم ولی به نظر شما یک جوانی که وارد وازرت خانه ای شده که حداقل حقوق دربین سایرین و بی پشتوانه ترین کارمند دولت که خود دولت هم با وجود چندین سال ادعا نتونسته مصوبه بیست سال پیش رو هم به کارمندش بده و این اهمیت یک معلم از نگاه بالا دستی هارو نشون میده
خلاصه باهمه این زخمها اومده و داره تمام تلاشش رو میکنه که متعهد باقی بمونه به نظر شما نباید با منی که در مدرسه شهری تدریس میکنم و هرروز با لباس اتو کرده و کفش واکس زده به محل کارم میرم و همون اتو و درخشش کفش رو تا خونه دارم ولی معلم روستا حتما باید لباسی بپوشه که خاک خور باشه کفش باید کوهستانی باشه ،حتما یک اور کت ضخیم تنش باشه همه اینها کنار ماهی حداقل چهار تا پنج میلیون هزینه رفت وآمد به روستا رو بده ولی من چون یا سابقه یکی دوسال از اون بیشتر ویا روابط خوبی با متصدی امر دارم علاوه بر عدم چنین هزینه ای به دلیل اینکه وقت کافی برای کلاس در شیفت دیگه دارم فاصله حقوقی بسیار زیادی با ایشون میگیرم
فکر نمیکنید کافی باشه و باید خیلی از قوانین که نمونه اش حدود بیست ودوسال پیش هزینه ایاب و زهاب در طول یک سال رو برای هر معلمی که در مناطق روستایی خدمت میکنند مبلغ بیست هزار ریال معادل دو هزار تومان در نظرگرفته بود که شامل مالیات هم میشد فکر نمیکنید وقت تغییر چنین قوانین که فرسایش معلمان تنها رهاوردش بوده را بگیریم
سلام ماها خسته نشدیم بلکه پرانرژی داریم ادامه میدیم تابرای بعد از ماها روزهای خوبی رقم بخوره وواقعا هم این تنها دلیل جنگیدن من با این نظام سنتی و بدرد نخور آموزش وپرورش هست که بدونم بعد از من دیگه هیچ معلم تازه فکری زیر فشار این مثلا فولاد قراضه فشار نخواهد کشید تمام هدف من حذف این جنازه و ساختن یک آموزش و پرورش جدید مطابق با همه جاهایی که امروزه اسم متمدن یا مترقی رو دارند خواهد بود .
با عرض سلام البته میدونم که نظر بنده اهمیتی نداره ولی به احترام سوال شما من فکر میکنم نباید برای عزیزانمون سخت بگیریم اگه استرس سر کلاس داشت سال اول خدمت از سی سال رو نره کلاس ،در عوض منی که عادت کردم میرم و ایشون هم کم کم خودشو وفق میره واین یک احساس تعلق به یک تیم داشتن و یا اینکه نگران نباش من پشتت هستم بهترین عامل برای پیشرفت و از بین بردن مشکلاتی که ما با اون سرو کار داریم رو درپی خواهد داشت من نمیگم همه اونهایی به فرض مثال امسال سال اول تدریسشون هست نرن سر کلاس بلکه از ده نفر شاید دو یا سه نفر همچن احساسی دارند و تجربه ثابت کرده بعدها از بهترین معلم ها خواهند شد نباید سخت گرفت من و شما عادت کردیم یک سال هم روش جای اون عزیز میریم و مطمعن باشید که در اولین فرصت علاوه برجبران ،سنگ تمام میزارند چون دیدم واتفاق افتاده
این چه حرفیه آقای رحیمی
معلومه که نظر شما، من و همه انجمنی ها اهمیت داره
انجمن معلم یعنی همین دیگه
یعنی همه معلما نظرات حرفهای خودشون رو ارائه بدن و با هم حرف بزنن!
و اما درباره پیشنهادتون
راستش من میدونم که بچههای دانشگاه فرهنگیان کارورزی دارن سال آخر… به نظرتون کمکشون نمیکنه؟
اگر این امکان فراهم بشه که سال اول سرکلاس نرن، اونم فقط برای بعضی، یه ذره ناعادلانه نیست؟
از طرفی حس میکنم هرسالی که بخوان این مسئولیت رو قبول کنند همچین احساساتی تجربه بشه
اما مثلا میتونیم نیروهای داوطلب بازنشسته داشته باشیم که در موارد خاص کنار عزیزان باشند
یعنی این پیشنهاد راستش از نظر شما تو ذهنم جرقه خورد
نظر خودتون چیه؟
سلام درمورد کارورزی فرمودید بله!
ولی چند سالی هست که این جوانهای نازنین رو از ترم هفتم میفرستن کلاس درس! نه به عنوان کارورز و کمک بلکه معلم مستقل
خیلیهاشون هم عالیند ولی این یه توزیع نرمالی هست که از هر ده نفر یک نفر استرس و یا ترس از جمع و… داشته باشه و چون من دیدم واقعا ناراحت شدم
به خاطر اینکه اولیا فلان دانش آموز حساس هست این بنده خدا چقدر عذاب میکشه، همونطوری که یکی از همکاران عزیز گفتن که تو واتس اپ اولیا ازشون سابقه رو پرسیدن:
اولا دخترم گفتن همچین حرفی جرات میخواد که خداروشکر تو داری پس نباید نگران حرف اولیا باشی
با یک بار تذکر مدیر - که باز همکار بزرگوارمون قبل از من فرمودند که به مدیر اطلاع بدید- همون اولیا علاوه بر اینکه مقابل شما دیگه نمیتونه بایسته بلکه حامی شما هم خواهد شد
و اینجا انصافا باید بگم مدیرهایی هم هستند که به نظر من معلم رو پیش اولیا واقعا سربلند میکنند
من شاید از مدیرهای خوب حرفی نزدم ولی دلیل نمیشه که وجود نداشته باشند
مدیرهای بزرگواری هستند که همواره به معلم هاشون ولو مشکل دار و مورد دار به حدی لطف میکنند که برای من معلم هیچ گزینه ای به غیر از جبران کاستی های گذشته و عالی شدن نمیمونه .
ببخشید پرحرفی کردم عذرخواهی میکنم