جشن مدرسه ای باعث عذاب وجدانم شده
چهارشنبهای همه دانش آموزان مدرسه داشتند شادی و بپر بپر و بازی میکردند اما یکی از بچهها یه گوشه کز کرده بود
رفتم بهش گفتم چرا نمیپری تو؟
گفت آخه من چاقم!
اون لحظه قانعش کردم که نباید از این ماجرا خجالت بکشه و بره بازی
اما واقعا غمگین شدم…
خیلی آمار چاقی دانش آموزان بالاست
تو همه مقاطع
شما چه چاره ای براش دارید؟
بوفه، زنگ ورزش، …
نمیدونم
اما اگر یه پیشنهاد خوب باشه واقعا اجرا میکنم
این دومین باره که وقتی تاپیکی رو توی انجمن معلم میخونم به شرم از بدن میرسم!
واقعا ناراحتکنندهاست
برای بزرگترها مستقیم میشه حرف زد اما کودک و نوجوان!
چالشها و تغییرات سن بلوغ و…
کاش واقعا کسی راهکار بده!
به نظر میرسه باید در زمینه عزت نفس کار کرد جناب ایمان!
کتاب گوش بال بال گوش رو خدمتتون پیشنهاد میکنم
این کتاب مناسب درک تفاوتها و خودپذیری در کودکان نوشته شده.
واقعا تغذیه دانشآموزا خیلی بد شده!
متاسفانه گاها بوفه هم به این مسئله دامن میزنه…
به نظرم یه مدت کاملا بدون غرض و کنجکاوی شخصی این بچه رو زیر نظر بگیرید
اگر از لحاظ تغدیهای مشکل نداشت حتما به اولیاش بگید تا تیروئیدش رو بررسی بکنند…
سعی کنید از همکارانتون درباره این بچه سوالاتی بپرسید تا اطلاعات بیشتری برای چگونگی مواجهه با خونواده داشته باشید و یهو وضع بدتر نشه.
منظورم از وضع بدتر شدن این هاست:
برخوردن به اولیا و خدایی نکرده بیاحترامی
فشار آنی و بدون دخالت متخصص خانواده بر کودک
انتقال مستقیم مکالمه به کودک
آگاه بودن خود خانواده از شرایط و برنامهای در صدد اجرا داشتن که این گفتگو رو نامعتبر میکنه
میخوام درباره تاثیر معلمان بر اضافه وزن دانشآموزان یا چیزهایی از این قبیل یک خاطره مهم تعریف کنم!
دقیق یادم نیست اسم معلم ورزش دوره اول دبیرستانم چی بود؟ اما همیشه دعاگوش هستم…
یه قاعده ساده و کلی داشت ولی باعث شد من و دوستم اون سال با هم رژیم بگیریم و ۱۰ کیلو کم کنیم…
هنوز مرحله به مرحله تا حد زیادی شفاف حرفاش تو گوشمه
مینویسم امیدوارم برای شما هم کاربردی باشه:
به طور جمعی اول سال تحصیلی و تو همون معارفه بهمون شیوه محاسبه توده بدنی رو آموزش داد تشریح کرد که از کجا تا کجا چه نوع چاقیه؟ اضافه وزن با چاقی چه تفاوتی داره و…
ازمون خواست تا جلسه بعدی برای خودمون محاسبهاش کنیم و اگر دیدیم از اضافه وزن هم BMI بیشتری داریم اگر فقط ۵ کیلو تا آخر سال کم کنیم نمره ورزشمون ۲۰ میشه!
بعدش جلسه دیگه داوطلب ها میرفتن و اسمشون رو برای اینکه الان وزن بشن و آخر سال هم وزن بشن به معلممون میگفتن
دیگه کلاسها عادی و رو غلطک بود با یه تفاوت ! اونم اینکه هر بار چند دقیقه اول کلاس و قبل از رفتن به حیاط باهامون درباره اصلاح سبک خوراک صحبت میکرد.
چندتاش:
از چیزهایی که با آرد درست میشن، فقط نون بخورید!
خورش رو بذارید تو یخچال، روغن روش رو بگیرید و بعدش بخورید!
غذاهای ۰ کالری مصرف کنید!
هروقت گرسنه شدید اول آب بخورید و به خودتون یه ذره وقت بدید بعدش اگر باز گرسنه بودید چیزی بخورید
تصویرسازی ذهنی بهمون یاد داد.
قبل از غذا ۱ لیوان آب یا یه سیب / سالاد میل کنید!
و…
همیشه دعاگوشم…
هی.وقت حس بدی نداشتیم… فقط تو مسابقه با خودمون بودیم
اخرشم از همهمون امتحان گرفت. نمره واقعیمونو گفت و بعدش بهمون ۲۰ داد