یادم میآید وقتی دبستانی بودم با رنگارنگ دیوارهای مدرسه، رنگ بازی میکردیم…
.
.
.
تو یکی از محله های تهران یه مدرسه بزززرگ دو طبقه داشتیم که باید دنبال هم میگشتیم تا پیدا شیم!
دورهم گرد میشدیم و یکی بلند میگفت: ررررررنگِ … رنننننننگِ… رنگگگگگگگِ (مثلا زرد ![]()
بعدش تو یه چشم به هم زدن دنبال بازی شروع میشد و اگر سریع خودت رو به یه چیز (زرد
) نمیرسوندی که لمسش کنی باخته بودی! ![]()
اخی… یادش بخیر
![]()